تبليغاتX
دلخورها

اگر در نظرسنجی شرکت می کنید

 اینجا نظر بدید و بگید دلیل رایتون چیه.

 یه جمله کوتاه هم که باشه خوبه

 ولی دوست دارم نظرتون رو بدونم.

نوشته های تازه وبلاگ، زیر این نوشته است.

نظر سنجی پیشین که درباره انتخابات ریاست جمهوری بود، حذف شد.

+ نوشته شده توسط علی تجرد در جمعه بیست و دوم مهر 1390 و ساعت 12:52 |

بهمن، ماه انقلاب است؛ انقلابی که بی نام خمینی در هیچ جای جهان شناخته شده نیست، انقلابی که ایران را زنده و جوان کرد و ایران زنده و جوان برای دشمن ایران بوی مرگ میدهد. همین بود که موشه دایان صهیونیست گفت " انقلاب ایران همچون زلزله ای است که آثار آن بعدا بر اسرائیل وارد خواهد شد " و دیدیم که شد.

بهمن ماه ایران است؛ ایران سبز و سپید و سرخ، ایران خود بسته، آزاد و سربلند، ایرانٍ ایستاده، هرچند خونین، هرچند رنج دیده و مظلوم، ایرانی که حالا پس از 33سال از گذشت انقلابش، نه به گفته من ایرانی، که به اعتراف دشمن قسم خورده اش ابر قدرت است، ایرانٍ هر روز بهتر از دیروز.
بهمن ماه، گرامی باد!

+ نوشته شده توسط علی تجرد در شنبه یکم بهمن 1390 و ساعت 18:14 |

این عکس مصطفی احمدی روشنه که چند روز پیش به شهادت رسید. همونی که بعضیا دوست ندارن ببیننش  چون اگه دیدنش اونوقت باید به این پرسش پاسخ بدن که مصطفی چرا کشته شد. مگر مصطفی داشت چه کار میکرد؟ شهادت چهارمین دانشمند هسته ای یعنی چی؟ مگر ایران یه کشور عقب مونده نیست؟ پس دشمنان ایران چه ترسی از دانشمندای بیسوادش دارن که اونا رو میکشن؟ مگر ایران در حال پیشرفته که دانشمنداش باید کشته بشن؟

بعضیا به این پرسشا نمیتونن پاسخی بدن چون به سودشون نیست. چون کشوری که زیر دست ولایت فقیه گردونده میشه حتما یه کشور پس مونده است و در کشور ولایت فقیه پیشرفت معنایی نداره. ولی دنیا جوری که بعضیا میخوان پیش نمیره، هرچند که دردناک باشه.
... و ما پیش میریم و از این چیزا نمیترسیم. ما همونجوری که مادر مصطفی ازمون خواست نمیترسیم و پیش میریم. نمیترسیم چون خدا با ماست. با هم هستیم، ولی نترسیدنمون بخاطر با هم بودنمون نیست، بخاطر با خدا بودنمونه و بخاطر همینم هست که هیچگاه تنها نمیشیم. خدا با ما بوده که تا اینجای کار رو اومدیم و به خواست خدا بازم پیش میریم و پیشرفت رشک آورمون رو به رخ دشمنامون میکشیم.
دنباله سخن از رهبر جنبش سبز و سفید و سرخمون، سید علی خامنه ای:
"اين روسياه‌هاى بدمحاسبه‌گر خيال ميكنند ما امروز در شرائط شِعب ابى‌طالبيم. اينجور نيست. ما در شرائط بدر و خيبريم. ...ملت ما نشانه‌هاى پيروزى را به چشم ديده است؛ ... اين راهى است كه با بصيرت انتخاب شده است، اين راهى است كه با مجاهدت باز شده است، اين راهى است كه با خون عزيزترينها هموار شده است... ما متوقف نميشويم، ان‌شاءا.. پيش ميرويم،... جمهورى اسلامى، امروز كجا، بيست سال و سى سال قبل كجا؟ دشمنان جمهورى اسلامى، هيمنه و باد و جبروتِ آن روزشان كجا، ضعف و انكسار امروزشان كجا؟ اينها نشانه‌هائى است كه ملت ايران را تشويق ميكند. " (19دی، در جمع مردم قم)
"رشد شتابنده‌ی علمی و فتح قله‌های دانش كه با همت و عزم جوانان مؤمن و غیور و توانائی چون مصطفای شهید رونق یافته، امروز قائم به هیچ فردی نیست، این یك جنبش تاریخی و برخاسته از یك عزم خلل‌ناپذیر ملی است. ما به كوری چشم سران اردوگاه استكبار و نظام سلطه، این راه را با قوت و اراده‌ی راسخ دنبال خواهیم كرد و پیشرفت رشك‌آور ملت بزرگ خود را به رخ دشمنان عنود و حسود خواهیم كشید، و البته از مجازات مرتكبان این جنایت و عاملان پشت صحنه‌ی آن هم هرگز چشم‌پوشی نخواهیم كرد." (پیام تسلیت شهادت مصطفی احمدی روشن)


برچسب‌ها: احمدی روشن, هسته ای, شهادت, خامنه ای, بصیرت
+ نوشته شده توسط علی تجرد در دوشنبه بیست و ششم دی 1390 و ساعت 9:16 |
این برخاسته از طبیعت انسانی است که انسان دلش میخواد به کشورش افتخار کنه. بهترین چیزی که مردم با اون به کشورشون افتخار میکنن، شخصیتهای برجسته است. این شخصیتا میتونن مذهبی، سیاسی، هنری، ورزشی و... باشند. حتی شاید آدمای خوب و به گفته خودمون انسانی هم نباشند، ولی همین که از یه جهت سطح بالا باشن و بشه به یه چیزیشون افتخار کرد، خوبه. مثلا یه آلمانی میتونه به گوته یا آلبرت اینشتین یا حتی هیتلر افتخار کنه، یه ایتالیایی به گالیله و پیکاسو، فرانسوی به ناپل اون (ناپلئون) یا ویتکتور هوگو، انگلیسی به دیکنز یا چرچیل، روسی به تولستوی یا لنین و استالین و...
این شخصیتا حالا دیگه اینجور نیست که فقط به درد افتخار کردن بخورن. زنده نگه داشتن یادشون و افتخار کردن بهشون میتونه به آدم غرور و هویت بده. یه آلمانی وقتی به این فکر کنه که من هموطن هیتلرم، میتونه این حس درش زنده بشه که من میتونم تو جهان بزرگی و سروری کنم. برای خودش از بزرگان تاریخ کشورش الگو سازی میکنه. این، کار رو به اینجا میکشونه که حتی بعضی کشورا بیان تو داستان زندگی بزرگانشون دست ببرن و اونا رو بهتر از اونی که بودن معرفی کنن که گاهی هم تو خبرا یه همچین چیزایی میشنویم یا بعضیا ادعا میکنن که فلان شخصیت اونجوری که میگن فلان جایی نیست، از کشور خودمونه. مثلا دمپاییش یه روزه افتاده بود تو کشور ما اومد ورداشت و برد، پس از کشور ماست.
همه اینا رو گفتم که برسم به خودمون. ما تو این زمینه یه گره هایی تو کارمون هست. به نظر من مهمترینش اینه که ما شخصیت های بزرگ خیلی داریم. بخاطر همینم هست که نمیتونیم روی یه شخصیت تمرکز کنیم و در نتیجه میبینیم که ما بسیاری شخصیتهای بزرگ داریم که گمنام هستند. این شاید در دراز مدت برای بعضیا این حس رو به وجود میاره که یه جور کمبودی رو احساس میکنن.
چند روز پیش سالگرد درگذشت سلمان فارسی بود. کسی که شاید گزاف نباشه اگر بگیم در میان یاران پیامبر برترینشون بود. کسی که از زبان معصوم درباره اش گفته شده "سلمان از ما اهل بیت است". من میگم اگر قراره ما به یه شخصیت ایرانی افتخار کنیم چرا اون آدم سلمان فارسی نباشه. چرا کوروش؟ نمیخوام بگم کوروش بد آدمی بوده و اصلا نباید درباره اش بحث بشه و باید فراموش بشه، ولی کوروشی که اطلاعات کافی درباره اش نداریم چه برتری به سلمان داره؟ از اینکه یه شخصیت مبهم تاریخی نماد ایرانی بودنمون باشه چه سودی میبریم؟ از یه سو نشونه هایی از ذوالقرنین بودنش هست و از سوی دیگه نشونه هایی هست که حتی یکتاپرستیش رو زیر پرسش میبره. در حالیکه سلمان یه شخصیت برجسته و مورد تایید پیغمبره. چرا باید بچسبیم به کوروشی که نمیشناسیمش و از سلمان بگذریم و هیچ دنبال شناختن هرچه بیشتره این ستاره تاریخی نباشیم؟

+ نوشته شده توسط علی تجرد در سه شنبه بیستم دی 1390 و ساعت 19:42 |
عاشورا بود، عاشورا. ولی با عاشوراهای دیگر فرق داشت. سبزها نقطه شروعشان نقطه پایانشان نبود. از ادعای تقلب آغاز کرده بودند و هی جلو می رفتند، گرچه کسی فکرش را نمی کرد که کارشان به دشمنی با عاشورا بکشد، ولی کشید. ریخته بودند توی خیابان و بزن و برقص می کردند. این هم کمشان بود. وحشی گری کردند و خیابان را به هم ریختند و رفتند سراغ هیئت های مذهبی. پرچم عزای سیدالشهدا را هم پاره کردند.
دیگر نمی شد تحمل کرد. گیرم که حکومت حق شما را گرفته و خورده و هیچ سندی هم برایتان به جا نگذاشته، به پرچم عزای حسین چه کار دارید اگر راست می گویید؟ و این میان شعار "مرگ بر اصل ولایت فقیه" برای چیست؟ مگر عاشورا و ولایت فقیه و جمهوری اسلامی به هم مربوطند؟
به همه آمده بودند، حتی آنها که زمانی دروغ ها را باور کرده بودند. همه آمدند تا به دشمن و پیاده هایش بگویند چیزی که شما را خار در چشم است، ما را روشنایی چشم است. عکس های "سید علی" و شعار "یا حسین" بود که دیده و شنیده می شد و این شد که کمر فتنه شکست.


+ نوشته شده توسط علی تجرد در شنبه دهم دی 1390 و ساعت 18:26 |
با بت شکن خمین هم پیمانیم

زین رو است که منفور بداندیشانیم

با هرچه ستم هرچه بلا ما پشت

سید علی خامنه ای می مانیم

من برای مناسبت ها خودم پیامک تولید میکنم و این شعر هم از خودمه.

+ نوشته شده توسط علی تجرد در جمعه نهم دی 1390 و ساعت 23:41 |

مجموعه «همسران» رو یادتون هست؟ کمال و مهین و علی و مریم و...

تو یکی از داستاناشون علی یه نیرویی رو تو خودش پیدا کرده بود که با انگشتش یه لامپ رو نشونه میگرفت و با آواز کشدار میگفت: "ما اینیم دیگه"، بعد لامپ زبون بسته میترکید. از این کشفش حسابی ذوق زده شده بود و هی لامپ میترکوند.

حالا شده حکایت ما و این پهپاد (پرنده هدایت پذیر از راه دور) آمریکایی. انگشتمون رو گرفتیم به این پهپاد بخت برگشته و اونم صاف خوابید رو زمین. حالا هرچی بروبچ آمریکایی فکر میکنن چی شد که همچین شد، فکرشون به جایی قد نمیده. راستش ما هم اون موقع هرچی فکر میکردیم این علی آقا چه جوری لامپ میترکونه، سر در نمیاوردیم. حالا خوشمون اومده هی لامپ میترکونیم. همین تازگیام یه جاسوس خوش تیپشون رو دستگیر کردیم. خلاصه "ما اینیم دیگه". لامپ بعدی! نبود؟!

راستی! درباره فرمایش برادر اوباما که گفته بودن پهپادشون رو پس بدیم، من صحبت کردم، ایشالّا شنبه!

+ نوشته شده توسط علی تجرد در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390 و ساعت 2:2 |

چهره ای که در تصویر میبینید همون آقاییه که 14-13 سال پیش کاری کرد که همه مون از بس که شاد شدیم و تو پوستمون نمیگنجیدیم ریختیم تو خیابون.

همونی که چندسال پیش گلی رو به آمریکا زد که شد گل قرن.

همونی که چند روز پیش بعضیامون به مادرش فحش دادیم.

+ نوشته شده توسط علی تجرد در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 و ساعت 9:34 |
این چند روز و چند شب عزا چهره چندتا از مجریای تلویزیون عوض شده. ریش به چهره آقایان حسین زاده، محمدرضا حیاتی، حمید محمدی و سید معین آل داوود خوب اومده. کاش بذارن همونجوری بمونه!
خدا وقتی توبه حضرت آدم رو پذیرفت، آدم علیه السلام از خدا خواست که بهش زیبایی بیشتری بده و خدا هم ریش رو برای زینت به او و همه فرزندان پسرش هدیه داد. از همین رو به ریش میگن "محاسن(جمع محسن به معنای جای نیکویی)".
اونایی که میگن "به ریش نیست به ریشه است" برن حکم فقهیش رو ببینن. احکام اسلام که شوخی بردار نیست. مسلمونی آداب داره.

+ نوشته شده توسط علی تجرد در یکشنبه بیستم آذر 1390 و ساعت 18:21 |

این نوشته رو گرچه با دو روز تاخیر، ولی برای 16 آذر مینویسم. همه مون میدونیم 16آذر برای چی شده روز دانشجو؛ اعتراض به حضور نیکسون معاون رییس جمهور آمریکا (آیزنهاور) که به کشته شدن سه دانشجو انجامید. بنابراین شعار نخست روز دانشجو چیزی به جز مرگ بر آمریکا نمیتونه باشه. دانشجوی باغیرت اگر تنها و تنها بخواد به دانشجو بودن خودش هم ارزش بده، حتی اگر میهن پرست هم نباشه با اون جنایتی که انجام شده و خونش به گردن آمریکاییاست شعارش اینه:

دانشجو بیدار است، از آمریکا بیزار است.

اگر هم غیرت نداشت که هیچ!

+ نوشته شده توسط علی تجرد در جمعه هجدهم آذر 1390 و ساعت 21:44 |